الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

57

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

نداشتم كه مشغول نماز بوده است ، به من فرمود : « اين اتاقها در اختيار تو ! » من به همه اتاقها رفتم و بازرسى كردم چيزى نيافتم تنها يك بدرهء زر بود كه به وسيلهء مهر مادر متوكّل مهر شده بود با كيسهء ديگرى من آن را برداشتم به من فرمود : « اين جا نماز را هم بررسى كن ! » من آن را بلند كردم ديدم يك شمشير غلاف كرده و بى آرايش در زير آن است آن را هم برداشتم و نزد متوكّل بردم . متوكّل همين كه چشمش به مهر مادرش افتاد ، او را خواست ، وى آمد . قبلًا يكى از خدمتكاران مخصوص به من گزارش داده بود كه مادرش به او گفته است كه در وقت بيمارى تو من نذر كردم ؛ چون از تو نااميد شده بودم - اگر سالم شدى از مال خودم ده هزار دينار براى او بفرستم و آنها را فرستادم و اين هم مهر من است كه روى كيسه خورده است و كيسهء ديگر را باز كرد در آن چهارصد دينار بود ، متوكّل سپس بدرهء زر ديگرى ( ده هزار دينار ) نيز از خودش بر آنها افزود و به من دستور داد كه براى امام عليه السلام ببرم ، آنها را بردم و شمشير را با دو كيسهء زر پس دادم و عرض كردم : آقا جان بر من دشوار است كه چنين مأموريتى را انجام دادم ! فرمود : « سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ « 1 » » . « 2 » 4 - شيخ ابوعبداللَّه مفيد مىگويد : علت بردن ابوالحسن ( امام هادى ) عليه السلام از مدينه به سامرا آن بود كه عبداللَّه‌بن محمّد ( كه از طرف متوكّل ) سرپرست امور جنگ و نماز جماعت شهر مدينةالرّسول بود ، نزد متوكّل

--> ( 1 ) - شعراء / 227 : آنها كه ستم كردند به زودى مىدانند كه بازگشتشان به كجاست ؟ ( 2 ) - كافى : 1 / 499 .